خوشه پروین متشکل از 370 ستاره است که با چشم غیر مسلح، فقط روشن ترینشان(ستارگان داغ و رنگ آبی متمایل به سفید) قابل مشاهده هستند. خوشه پروین، خوشه ای جوان است و تمام ستارگان این خوشه، حاصل یک سحابی هستند.

خوشه ای مانند خوشه پروین، در کهکشان ما بسیار معمولی است؛ زیرا چنین اجرامی بسیار زیادند، چیزی در حدود هزاران خوشه ستاره ای. اما در نهایت، بسیاری از آنها از یکدیگر دور میشوند؛ زیرا جاذبه بین آنها نمیتواند مانع فرار ستاره از خوشه شود که شاید روزی خورشید در یکی از این گروه ها قرار داشته.

خوشه ی پروین یا هفت خواهر، در فاصله ی 400 سال نوری، در صورت فلکی «ثور» قرار دارد و حدود 100 میلیون سال پیش متولد شده است. در این تصویر، نواحی زرد، سبز و قرمز، از گرد و غبار و هاله ای از ابر تشکیل شده اند. چگال ترین بخش ابر، به رنگ زرد و قرمز و نواحی پراکنده اطراف، سبزرنگ می باشند.

داده های اسپیتزر، همچنین کوتوله های قهوه ای که پیش از این دیده نشده بودند را به همراه صفحات سیارکی آشکار ساخت. در این تصویر، رنگ آبی در طول موج 4.5 میکرون، رنگ سبز 8 میکرون و قرمز 24 میکرون است.


Pleiades یا خوشه ی پروین از اولین ستارگانی بودند که در تاریخچه ی ادبیات چین در 2350 ق.م و قدری دیرتر در آثار هسیود و ادیسه ی هومر در حدود 1000 سال قبل از میلاد مسیح ظاهر شدند.

Pleiades به معنی تجمع فاخته ها که البته این اسم از افسانه ی یونانی آن گرفته شده. در یونان پلیادس هفت خواهر به نام های: میا. الکترا . تایجته . آلسیونه . سلیونو. آستروپ و مروپ بودند. آنها فرزندان اطلس خدایی که آسمان را بر دوش نگاه داشته و حوری دریایی پلیون(محافظ کشتیرانان) بودند.

پلیادس، همنشین «آرتمیس» الهه ی شکار و ماه بودند. یک روز درحالی که آنها در کمین گوزن ماده ای بودند، شکارچی بزرگ «اریون» سرگرمی معصومانه ی آنها را بهم زد و آنها هراسان فرار کردند. زیبایی آنها او را شدیدا ً تحت تأثیر قرار داد و او بی رحمانه آنها را تعقیب کرد. آرتمیس نزد زئوس شکایت کرد و مداخله ی او را خواستار شد. زئوس هفت خواهر را به دسته ای فاخته تبدیل کرد و آنها به آسمان پرواز کردند. آرتمیس از بی حرمتی آشکار اوریون عصبانی شد و انتقامش را از اوریون گرفت.

«آپولو» برادر آرتمیس با اوریون رو در رو شد و عقرب غول پیکری را فرستاد تا به اوریون حمله کند. زئوس شکارچی مرده را در آسمان قرار داد تا برای همیشه در تعقیب بیهوده ی پلیادس در آسمان باشد به همراه صورت فلکی عقرب در تعقیب او.

تنها شش ستاره از خوشه ی پروین با چشم غیر مسلح قابل رویت است. یونانیان کهن شرح می دهند که همه ی خواهران به غیر از مروپ با خدایان ازدواج کردند. اما مروپ با انسانی به نام سیسیفوس پادشاه کورینت که محکوم به غلتاندن سنگی بر روی کوه بود، ازدواج کرد و فنا ناپذیری خود را از دست داد.

داستانی دیگر در مورد ستاره ی گمشده به الکترا باز می گردد. وی جده ی خاندان سلطنتی تروی بود. پس از نابودی تروی غم و اندوه بر او چیره شد و خواهرانش را ترک گفت و به ستاره ای دنباله دار تغییر شکل یافت. از آن به بعد به نماد سرنوشت بد و فنا شده تبدیل شد.

افسانه ی ستاره ی ناپدید شده انعکاسی است از افسانه های فولکلور یهودی. هندو و مغولی. آنها بر اساس اتفاقی واقعی پایه گذاری شده اند. مدارک علمی گواه بر آن است که ستاره ای در این خوشه، نزدیک به پایان هزاره ی دوم قبل از میلاد از بین رفته.

داستانی مشابه با افسانه ی یونانی از «کایووا» قبیله ای از آمریکای شمالی روایت می کند که «هفت خواهر» توسط روح بزرگ به آسمان فرستاده می شوند تا از شر خرس غول پیکر در امان بمانند. روح بزرگ مائوتیپ یا برج شیطان، مقبره ی ملی وایومینگ را ساخت تا از دست خرس در امان باشند. خط های عمودی بر روی سطح صخره را جای پنجه های خرس می دانند که برای بالا رفتن از کوه استفاده کرده. وفتی که خرس به نزدیکی خواهرها رسید، «روح بزرگ» آنها را به مکانی امن در آسمان منتقل کرد.

در افسانه ی قبیله ی ناواهو، بعد از اینکه زمین از آسمان جدا شد، «خدای آسمان» سیاه خوشه ای از ستاره ها بر روی قوزک پایش داشت. آنها پسران سنگ چخماقی بودند. در اولین رقص خدای سیاه با هر بار کوبیدن پای او بر زمین پسران چخماقی از بدنش به بالا می پریدند.ابتدا بر روی زانو سپس ران و شانه و سرانجام بر روی پیشانی.جایی که برای اقامت در آن ماندند، آسمان بود.

قبیله ی «بلک فوت» در جنوب آلبرتا و شمال مونتانا معتقد بودند که این خوشه ی ستاره ای، پسران یتیمی هستند که از قبیله طرد شدند. دسته ای از گرگ ها با آنها دوستانه رفتار کردند و تنها همدمشان شدند.

آنها به خاطر زندگی خسته کننده بر روی زمین، غمگین شدند؛ بنابراین از روح بزرگ خواستند که به آنها اجازه دهد تا در آسمان تفریح کنند و او آنها را به عنوان ستارگانی کوچک در آسمان قرار داد.

اگر راستای کمربند جبار را به سوی شمال غرب آسمان ادامه دهید ابتدا به ستاره الدبران و سپس به هفت ستاره درخشان و جفت هم می رسید که در کنارهم خوشه انگور زیبایی را در آسمان تداعی می کنند؛ خوشه پروین. خوشه ای که 9 ستاره درخشانتر آن در میدان دید تلسکوپی (1.5 درجه) به خوبی جای می گیرند و در شرایط ایده آل رصدی، تیزبین ترین رصدگران تا 14 ستاره این خوشه را با چشم غیر مسلح تشخیص می دهند. رد پای این جرم زیبا در تاریخ به حدود 3000 سال پیش برمی گردد و حتی در کتابهای مقدس دینی مانند تورات و انجیل نیز بدان اشاره شده است. شاید به همین سبب، این خوشه تا این حد در شعر و ادبیات جهان جای دارد. برای رومی ها این خوشه از اواسط خرداد در آسمان صبحگاهی طلوع می کرده است؛ یعنی درست سه هفته زودتر از طلوعی که در عصر حاضر برفراز شرق دارد. آزتک ها در مکزیک و آمریکای مرکزی، مبداء تقویم سالیانه خود را با دیدن نخستین تلالو ستاره های ثریا (خوشه پروین) پیش از طلوع خورشید در آسمان صبحگاهی تنظیم می کردند. در یونان باستان، «ثریا» جرم آسمانی مهمی برای زمان سنجی بوده و طلوع سحرگاهی آن، نشان از آغاز موسم سفرهای دریایی و فرارسیدن فصل زراعت داشته است. شاید به همین دلیل، یونانی ها نام پلیادها (کسانی که با کشتی سفر می کنند) را به آن داده اند. در اودیسه هومر یا شعرهای هسیود٬ شاعر معروف یونانی نیز اشاراتی به این خوشه شده است. هندوها این خوشه را هفت مادر خدای جنگ می دانستند. حافظ و دیگر شاعران پر آوازه ایرانی هم در غزل ها واشعار خود به عقد ثریا و هفت خواهران اشاره کرده اند. خوشه پروین در میان 14 خوشه ای که با چشم غیرمسلح در آسمان دیده می شود واقعا" منحصر به فرد است. محاسبه فاصله های دقیق خوشه ها، از ارکان مهم در نردبان کیهانشناسی است و خوشه پروین به سبب امتیازات ویژه ای که دارد، بهترین انتخاب برای نخستین پله این نردبان است. به همین دلیل، کیهان شناسان برای فاصله یابی این خوشه از روشهای گوناگونی استفاده کرده اند. آنها به کمک داده های ماهواره، فاصله آنرا در حدود 440 سال نوری، قطر آنرا 12 سال نوری و جرم کل آنرا 800 برابر جرم خورشید تعیین کرده اند. سن این خوشه نیز با استفاده از نمودار «هتسپرونگ راسل» بین 75 تا 150 میلیون سال تخمین زده شده است. حرکت فضایی ستارگان این خوشه، چنان است که این خوشه به سمت جنوب شرق در حرکت است؛ اما ما هر 36000 سال جابجایی این خوشه را نسبت به ستاره های زمینه به اندازه قطر ماه در آسمان خواهیم دید.

نکته دیگر آنکه در تمامی عکسهای زیبایی که از این خوشه می بینید، گویی اطراف ستاره های «پروین» هاله آبی درخشان و زیبایی نمایان است. ابتدا اخترشناسان گمان می کردند این سحابی بازتابی، باقی مانده گازهایی است که خوشه از آن تشکیل شده است، اما بعدها متوجه شدند که این موضوع به علت سن خوشه درست نیست؛ زیرا تاکنون گازهای باقی مانده از تشکیل آن خوشه به سبب وجود گرانش بازوهای کهکشان پراکنده شده اند. این نمای زیبا فقط بخاطر گذر خوشه از میان منطقه ای سرشار از گازهای غبارآلود میان ستاره ای است.